گزارش ۲۴ ماه ینور سال ۲۰۲۶ نشست ساعت پنج آغاز شد . استاد لطیف ناظمی نخست یکی از مشهور ترین غزل های عرفانی مولانا را خواند و بر آن مقدمه روشنگرانه ی چید و همچنان تذکر داد که برخی کسانی این شعر را منسوب به مولانا می دانند و دسته یی نمی دانند. چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم نه ترسا و یهودم نه گبرم و نه مسلمانم – ایشان با شرح این غزل دیدگاه مولانا را در باره دین و اصول آن در جامعه چنین روشن ساخت : – دین اصول اخلاق و سلوک انسانی ست ‌به همین بابت با علم تفاوت بنیادین دارد . دین مولانا دینی است که خدا را فراتر از ادیان می بیند ، با عشق و یگانگی از همه محدودیت ها عبور می کند، نه در قالب دین ظاهری می ماند نه در مرز های جغرافیا و زمان . انسان عاشق خداست و خدا معشوق انسان است و مولانا کسی ست که جهان را یگانه می ‌پندارد و خود یک ابر مسلمان است . – استاد افزود ، دین صرف برای بهبود اخلاق جامعه است و عرفان در بطن دین برای آن عرض اندام نمود که انسان را به مقام والا و اصیل خویش برساند . سپس بحث اصلی که شرح از دفتر سوم بود گشود ه شد ، – او با شرح واژه‌های دیباچه، به تقابل دیدگاه مولانا و حسام‌الدین چلبی درباره ی نگارش مثنوی پرداخت و ابیاتی را در این زمینه به خوانش گرفت ، با خوانش هر بیت، مقصد مولانا را از این حکایت روشن ساخت و از توان روحی و روانی انسان سخن گفت و تأکید کرد که توان روحی ما به‌مراتب بیش تر از توان جسمی است و انسان از نظر روحی بسیار بزرگ ‌است؛ به این معنا که آدمی می‌تواند بسیاری از بیماری‌ها و رنج‌های خود را با نشاط و قدرت روانی درمان کند. برای روشنی بیشتر بیتی را از سعدی گواه آورد: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند. دیباچه دارای ابیاتی بسیار و شرح آن زمان گیر است؛ از همین‌رو استاد تنها به خوانش و شرح نخستین بیت‌ها بسنده کرد ، تکمیل آن‌ به نشست بعدی موکول شد . در بخش دوم اشعاری از کلیات شمس توسط اعضا بازخوانی شد . مجلس ساعت هشت شب با صرف عصرانه ختم شد.