گزارش تاریخ 1 ماه مارچ 2026در آغاز نشست، جناب زبور گلزاد، معاون خانهی مولانا، با هماهنگی هیأت مدیره، بابت جایزهی قند پارسی که استاد لطیف ناظمی به تاریخ سیزدهم ماه فبروری دریافت کردند، دستهگلی که به همین مناسبت تهیه شده بود توسط داکتر ابراهیم مجاز به ایشان اهدا کردند. یاران خانه، این موفقیت ارزشمند را اثر ماندگار در غربت و دستاورد درخشان در عرصهی فرهنگ و ادب دانسته ، ضمن شادباشهای صمیمانه، مراتب احترام خویش را ابراز داشتند. همچنین این افتخار را مایهی مباهات جمع و جامعهی فرهنگی قلمداد کردند. در بخش نخست، استاد در باب ریشهیابی و پیدایش واژهی قند پارسی از دعوت سلطان غیاث الدین از حافظ به بنگال سخن گفت و در تأیید سخن خود این ابیات حافظ را گواه آورد
ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود
وین بحث با ثلاثهی غساله میرود
شکر شکن شوند همه طوطیانِ هند
زین قندِ پارسی که به بَنگاله میرود
سپس در باب غزل و سیر تحول آن در آثار مولانا و همعصران او، سعدی شیرازی و امیر خسرو دهلوی سخن گفت. • از حنظله بادغیسی به عنوان نخستین شاعر بعد از اسلام یاد کرد و قوت شعر سیاسی او را ستود
مهتری گر به کام شیر است
رو خطر کن زکام شیر بجوی
یا بزرگی و نعمت و جاه
یا چو مردانت مرگ رویا روی
از شاعران بسیار شعر که به نام شاعران مُکثر مفلق یاد میشدند، به مولانا، بیدل، سنایی، سعدی، نظامی و امیر خسرو دهلوی اشاره کرد و نقش برجستهی آنان را در گسترش قالبهای ادبی روشن ساخت. استاد افزود ، مولانا یکی از شاعران تأثیرگذار است، کسی که در زندگی خود هم اثرگذار بود. از تأثیرگذاری غزلهای مولانا و گسترش زبان پارسی در قونیه و یونانیان قونیهنشین تذکر داد و تأکید کرد که بابت همین نفوذ فرهنگی بود که سلطان سنجر سلجوقی در روم شرقی زبان فارسی را زبان رسمی ساخت، ضمناً از شاه محمود هوتکی و اقدام او که زبان پارسی را در ایران ، زبان رسمی ساخت به این بیت استناد کرد و بر برجستگی واژهی قند پارسی تأکید نمود
دیروز بود زبان دربار اجنبی
امروز قند پارسی آنجا مکرر است
بعد استاد وارد بخش پیدایش غزل شد و به شرح آن چنین پرداخت: غزل نخست در شهرهای خراسان به وجود آمد و یکی از قالبهای مهمی در ادبیات فارسی است. اولین سبک، سبک خراسانی است و بعداً به تدریج انتقال مییابد به طرف عراق عجم که بخشی از شهرهای شیراز و اصفهان امروز است. غزل بخشی جدا شده از قصیده است. همچنان قصیده و نوع آن را که برای کدام مقاصد سروده میشد شرح داد و برای روشنی بیشتر موقعیت جغرافیایی شهرها را مشخص ساخت و قالب غزل را در هند، ایران و خراسان با ویژگیهای آن تا امروز مرور کرد. • نخستین غزلسرایان زبان فارسی را شهید بلخی دانست و پس از او از رودکی و رابعه بلخی یاد کرد ، همچنین به نقش و جایگاه شاعرانی چون ناصر خسرو اشاره نمود و از ده شاعر کلان و بیستوشش شاعر متوسطِ قرن چهارم و اواخر قرن پنجم در هرات و بلخ نام برد و به پیشگامان این حوزه پرداخت. او افزود که در پیوند با آن روزگار، تنها شاعری که در ایران شعر فارسی نیکو میسرود اما فارسی را بهدرستی نمیدانست، قطران تبریزی بود. از شاعران بسیاری که به زبان فارسی شعر سرودهاند نام برد و اقبال لاهوری را از شاعران ارزشمند این مکتب خواند. سپس درباره ریشهی زبان فارسی و تحول آن در دورههای گوناگون و نیز درباره جعلهای تاریخی که در همه جا در عرصههای مختلف وجود داشت و دارد سخن گفت و در این راستا از روایتها و دیدگاههای زبانپژوهان گواه آورد. • در بخش دوم، همه با صرف غذای رنگینی که برای افطار تهیه شده بود، در یک فضای روحانی دقایقی به گفتوگو پرداختند. • در بخش سوم، استاد به خوانش دیباچه دفتر سوم مثنوی که دارای شصت و هشت بیت است پرداخت و این داستان را یک داستان مغلق و فلسفی پنداشت. اصطلاحات مشکل را در هر بیت شرح داد و در مورد تشبیه، تنزیه، مزاج و عادت از دیدگاه عارفان آگاهی داد. مخاطب مولانا در این داستان حسام الدین چلبی است، همان مریدی که مولانا به خواهش و اشتیاق او سرودن مثنوی را آغاز کرد. بابت بیمیلی او برایش خطاب میکند که تو باید یک مدتی میرفتی و به تفکر میپرداختی. مولانا میخواهد بگوید که رهرو راه باید مدتی در سکوت و تأمل بماند تا جوششهای خامِ درونش به پختگی و صفا بدل شود، همانگونه که خون در وجود مادر به شیر تبدیل میشود و مایهی پرورش میگردد ، اندیشه و رنج درونی نیز باید به حکمت و بیان روشن مبدل شود. در ختم بحث، در مورد برگزاری بزرگداشت نوروز صحبت شد. نشست ساعت هشت شب پایان یافت.
