گزارش نشست ۲۶.۴.۲۰۲۶ ، ساعت پنج، آغاز شد. استاد لطیف ناظمی، با خوانش چند بیت شور انگیز از غزلی حافظ شیرازی : نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند نه هرکه آینه سازد سکندری داند دامنه بحثی دیرپا را گشود؛ بحثی که در مرز زبان و هویت، از سالیان دیری تا امروز جاری ست. او با درنگ بر واژهی دری در کلام حافظ، کوشید رشتهای میان گذشته و حال بزند؛ تا نشان دهد آنچه امروز به نام دری و فارسی خوانده میشود ، دو رود جدا نه بل ، شاخههایی از یک سرچشمهاند. همچنان تذکر داد: ویژگی های که در اشعار شاعرانی چون حافظ، مولانا و بیدل موجود است می توان گفت که به ساحت هرمونتیک پیوند دارد ، با گذر از این لایه ها صنعت ایجاز و ارزشمندی آن را با مثال ها آشکارساخت . سپس وارد این دو حکایت شد ۱- لکنت بلال ۲ الله گفتن نیازمند لبیک گفتن است نخست ابیاتی از داستان را رو خوانی کرد و به شرح این نکات پرداخت: مسلمانان هنگامی که از مکه به مدینه هجرت کردند، فرصت یافتند تا نماز را به صورت جماعت برگزار کنند. با افزایش شمار مسلمانان، این پرسش پیش آمد که چگونه میتوان همگان را برای نماز فراخواند. در این میان، برخی پیشنهادهایی مطرح کردند؛ از جمله اینکه همانند مسیحیان که ناقوس مینوازند، نشانهای برای فراخواندن مردم تعیین شود. یکی از یاران پیشنهاد کرد که بر بام خانهها بروند و با صدای بلند الله اکبر بگویند. در نهایت، بلال یار نزدیک پیامبر، پیشقدم شد تا این ندا را سر دهد و مردم را به نماز فراخواند. این اقدام، سرآغازی شد برای شکلگیری اذان، نخستین صورت اذان با ندای الله اکبر تثبیت شد و سپس کلمه بر آن افزوده گشت ، به تدریج به شکل کامل امروزی درآمد. بلال، از نخستین مسلمانانی بود که پس از گرویدن به اسلام در معرض اعتراض اهل ظاهر و سختگیریهای آنان قرار گرفت؛ چون که عرب نژاد نبود و اذان را با بیانی متفاوت ادا می کرد . فرق بین واژه آذان و اذان را روشن ساخت و بکار برد واژه اذان را درست پنداشت . برای آگاهی بیشتر تقاضای موسی و رازهای نهفته در همراهی او با خضر مورد تأمل قرار گرفت. سپس فلسفهی نماز، چه با دستِ بسته و چه با دستِ باز، مرور شد و به تفاوت نگاهها در این باب اشاره کرد . -بر این نکته داستان تأکیدبیشتر ورزید : در نگاه معنوی، صدای شکستهی عاشق نزد خدا، از آوای درست اما بیروح برتراست؛ زیرا معیار پذیرش، صورت لفظ نیست، بلکه نیت پاک، صدق درون و خلوص دل است . دروغ یکی از بدترین رذایل اخلاقی است . او افزود که این دو داستان ، به سبب پیوند ژرف معنایی، در امتداد داستان دیگری از مثنوی، یعنی حکایت پیل بچگان ، قابل فهم میشود؛ از اینرو جمعبندی مباحث به نشست آینده موکول گردید. در پایان بحث، با توجه به پرسشهای اعضا درباره ی واژه ی پارسی دری ، چگونگی پیدایش آن و نیز نگرشهای سیاسی در افغانستان، دوباره به غزلی از حافظ شیراز که در آغاز جلسه خوانده شده بود بازگشت و با خوانش این بیت : زشعر دلکش حافظ کسی بود آگاه که لطف طبع سخن گفتن دری داند آشکار ساخت که واژه دری در آثار شاعران کلاسیک ایران بهکار رفته است؛ و ادعای خود را در غزلهای دیگر حافظ و نیز در سرودههای سعدی شیراز نمودار ساخت . شاعران ایران، همانگونه که زبان خویش را دری نامیدهاند، فارسی نیز یاد کردهاند. همچنانکه پژوهشگران معاصر، چون پرویز ناتل خانلری و سعید نفیسی، نیز زبان خود را دری فارسی خوانده اند. نخستین ترجمه و تفسیر شناختهشده ی قرآن به زبان فارسی که بهصورت گروهی انجام شدتفسیر عربیِ محمد بن جریر طبری ست که واژه فارسی به عنوان زبان رسمی بکار رفته است شاعرانی ما چون ناصر خسرو و سنایی غزنوی این زبان را دری فارسی خوانده اند. همچنان افضل خان و خوشحالخان ختک این زبان را فارسی خوانده اند ؛ اقبال لاهوری با آنکه به فارسی سخن نمی گفت اما شعر به فارسی خوب می سرود ، زبان فارسی را به عنوان زبان اندیشه و عرفان اشاره میکند که حامل فرهنگ مشترک ماست . برای روشنی بیشتر استاد افزود که واژه دری در سه مورد به کار رفته است : ۱- دری یعنی زبان فصیح ۲- دری از نظر بعضی افراد زبان قدیم فارسی است یعنی گویش قدیم زبان فارسی است . ۳- دری یعنی به صورت مطلق زبان فارسی ساعت هفت بحث را با خوانش این بیت از مثنوی بست : سخت گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است بخش دوم به شعر خوانی اختصاص یافت. نشست در فضای صمیمی ساعت هشت با صرف عصرانه به پایان رسید .
