مولانا خساست را یکی از صفات ناپسند و مانعی برای رشد روحانی و انسانی میداند. از دیدگاه او، *بخل* نشانهی دلبستگی بیش از حد به مال دنیاست و باعث بستهشدن راهِ سخاوت، عشق، و نزدیکی به خدا میشود. به نظر مولانا بخل، مانع نور الهی است و کسی که بخیل است، دل او تاریک میشود، چون خساست دل را میبندد و مانع بخشش و لطف الهی میشود. چنانچه در مثنوی آمده:
«بخل، زادهی نادانیست،
سخاوت از دلهای روشن میجوشد»
یعنی آدم بخیل، از نور عشق بیبهره است، چون عشق، انسان را بخشنده میسازد. در ضمن مال دنیا، وسیله است نه هدف مولانا میگوید اگر کسی مال دارد ولی آن را نمیبخشد، گرفتار توهم مالکیت است. مال امانت است، نه دارایی ابدی. وی بر این باور است که سخاوت، راه نجات است سخاوت در نگاه مولانا، تمرین دلکندن از دنیا و نشانهی ایمان است.
اصل و ریشه بخل
بخل، ز جهل و نفس پرستی زاید،
دل ز نور حق به کلی دور آید.
بخل از نادانی و خودپرستی سرچشمه میگیرد و دل انسان را از نور خدا دور میسازد. انسان بخیل حتی از خود هم دریغ میکند
بخیل آنست کاندر خانهٔ خویش،
ز خویشتن نیز دارد روی پیش
بخیل کسی است که حتی در خانه خودش هم به سخت میگیرد و از خودش هم دریغ میورزد. بنابراین سخاوت راه رسیدن به نور است
نور دل از صدقه افزون میشود،
هر که بخشد، خانهاش گلگون شود.
دل با بخشش روشنتر میشود؛ کسی که ببخشد، زندگیاش شکوفا و زیبا میگردد. اما به نظر وی بخل باعث دوری از خداست
چون خسیسی، خوار باشی نزد خلق،
دوری از درگاه حق داری تو حلق.
اگر بخیل باشی، میان مردم بیارزش میشوی و از درگاه خدا هم دور میمانی. مولانا خساست را نشانه ضعف روح، جهل، و دوری از حقیقت میداند. از نظر او، انسان باید در دل و عمل بخشنده باشد تا به نور و رحمت الهی نزدیک شود.
زبور گلزاد
