مولانا در آینهٔ خرد، عشق و انسانیت

میلاد مولانا در فرانکفورت آلمان

فرانکفورت، آلمان،  دهم اکتوبر ۲۰۲۶

در دهمین روز اکتوبر سال ۲۰۲۶ میلادی، خانهٔ مولانا در شهر فرانکفورت آلمان، میزبان محفلی باشکوه و سرشار از شور فرهنگی و معنویت بود؛ محفلی به مناسبت میلاد خجستهٔ حضرت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، آن خورشید تابناک آسمان عرفان، پیر خرد و پیام‌آور جاودانهٔ عشق و انسانیت؛ بزرگ‌مردی که کلامش از حصار زمان و مکان گذشته و قرن‌هاست چراغ راه جویندگان حقیقت و رهروان طریق عشق و معرفت باقی مانده است.

در این روز فرخنده، خانهٔ مولانا به بزم اندیشه و سرای هم‌دلی بدل شده بود؛ جایی که فرهیختگان، استادان، شاعران، فرهنگیان و دوستداران ادب و عرفان گرد هم آمدند تا در سایه‌سار اندیشه‌های بلند مولانا، از انسانیت بگویند، از عشق بخوانند و در آیینهٔ شعر و حکمت آن عارف بزرگ، جلوه‌های بی‌کران روح آدمی را به تماشا بنشینند.

این محفل، تنها بزرگداشت زادروز یک شاعر و عارف نامدار نبود؛ بلکه تجدید پیمانی با میراث گران‌سنگ فرهنگی و معنوی ما و یادآوری این حقیقت بود که سخن بزرگان، هرگاه از سرچشمهٔ عشق و حقیقت برخیزد، با گذشت قرن‌ها همچنان تازه، زنده و اثرگذار می‌ماند.

آغاز محفل؛ خوشامدگویی و سخن از مهر و هم‌دلی

محفل با گردانندگی شایسته و موفق زبور گلزاد آغاز یافت؛ گرداننده‌ای که با همراهی سنجیده و حضور مؤثر خویش، بخش‌های گوناگون برنامه را به یکدیگر پیوند داد و فضای محفل را در مسیر شایستهٔ فرهنگی و ادبی آن همراهی کرد.

در نخستین بخش برنامه، داکتر هما احمدی یحیی، رئیس خانهٔ مولانا، ضمن سخنرانی و خوشامدگویی به مهمانان، از حضور گرم و ارزشمند اشتراک‌کنندگان ابراز سپاس و امتنان نمودند. ایشان با این خوشامدگویی، محفل را با روحیهٔ صمیمیت، احترام و هم‌دلی آغاز کردند و بر ارزش گردهمایی اهل فرهنگ و اندیشه در پاسداری از میراث جاودانهٔ مولانا تأکید ورزیدند.

سخنان ایشان، سرآغاز مجلسی بود که در آن، هر کلام بهانه‌ای برای نزدیک‌تر شدن دل‌ها و هر شعر دریچه‌ای به سوی جهان روشن عرفان و معرفت به شمار می‌رفت.

مولانا؛ از ابعاد زندگی تا ژرفای انسانیت

در ادامه، شکیبا عبادی با خوانش مقاله‌ای، به فضای علمی و ادبی محفل رنگی دیگر بخشید و زمینه را برای بازنگری در اندیشه و میراث فکری مولانا فراهم ساخت.

سپس دکتور سلجوقی به ایراد سخن پرداختند و ابعاد گوناگون زندگی مولانا را مورد بررسی قرار دادند. سخنان ایشان، با نگاهی به جنبه‌های مختلف شخصیت و حیات این عارف نامدار، فرصتی برای تأمل در پیوند میان زندگی، اندیشه و سیر معنوی مولانا فراهم آورد؛ شخصیتی که از تجربه‌های زیستهٔ خویش، جهانی از معنا آفرید و از دل جست‌وجوهای روحانی، راهی به سوی حقیقت گشود.

از بخش‌های برجسته و ژرف‌اندیشانهٔ این محفل، سخنان داکتر استاد لطیف ناظمی، استاد زبان و ادبیات فارسی و از مشعل‌داران ادب و فرهنگ ما بود؛ شخصیتی فرهیخته که حضورشان در این محفل، به آن جایگاهی ویژه می‌بخشید.

ایشان با پرداختن به موضوع انسانیت و عشق در اندیشهٔ مولانا، بر یکی از بنیادی‌ترین سرچشمه‌های جاودانگی آثار این عارف بزرگ انگشت گذاشتند. در جهان فکری مولانا، عشق نیرویی است که انسان را از تنگنای خودخواهی و خودبینی فراتر می‌برد و به سوی شناخت خویشتن، درک دیگری و پیوند با حقیقت رهنمون می‌شود. انسانیت نیز در چنین نگاهی، نه شعاری بر زبان، بلکه شیوه‌ای برای زیستن، اندیشیدن و رفتار کردن است.

سخنان استاد ناظمی، در فضای این گردهمایی فرهنگی، یادآور این حقیقت بود که بزرگی مولانا تنها در زیبایی کلام و شگفتی اندیشهٔ او خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی او برای بیدار ساختن وجدان انسانی، پرورش روح مدارا و دعوت آدمی به مهربانی و هم‌دلی نیز جلوه‌گر است.

حضور این استاد گران‌قدر و مشعلدار فرهنگ و ادب فارسی، بر غنای فکری و معنوی محفل افزود و پیوند میان نسل امروز و گنجینه‌های ادبی و عرفانی زبان فارسی را برجسته ساخت.

در ادامه، داکتر سیمین مجاذ با ارائهٔ تحلیلی شعری از مولانا، حاضران را به لایه‌های ژرف‌تر معنا در شعر او رهنمون شدند. تحلیل ادبی و شعری، فرصتی بود تا واژه‌ها از سطح ظاهری خود فراتر روند و مخاطبان، با تأملی دقیق‌تر، به جهان نمادها، اندیشه‌ها و دریافت‌های عرفانی مولانا نزدیک شوند.

بدین‌سان، بخش سخنرانی‌ها و بررسی‌های ادبی محفل، با حضور اندیشه‌ورزان و اهل قلم، زمینه‌ای فراهم آورد تا مولانا نه‌تنها به‌عنوان شاعری بزرگ، بلکه به‌مثابهٔ متفکری ژرف‌اندیش و آموزگاری برای زندگی انسانی مورد بازخوانی قرار گیرد.

شعرخوانی؛ زمزمهٔ دل‌ها در آستان مولانا

پس از بخش سخنرانی‌ها و تحلیل‌های ادبی، محفل با شعرخوانی شاعران و دوستداران مولانا، جلوه‌ای شورانگیزتر یافت. در این بخش، کلام شاعرانه به زبان دل بدل شد و شعر، چون پلی میان اندیشه و احساس، حاضران را به جهان سرشار از شور و شهود مولانا پیوند داد.

فاروق کوشان با خوانش سرودهٔ خویش که در استقبال از شعر رودکی و در پاسداشت مولانای بزرگ سروده شده بود، پیوندی دل‌انگیز میان دو قلهٔ بلند ادب فارسی برقرار ساخت. این سروده، با یادآوری جایگاه رودکی در بنیادگذاری شعر فارسی و عظمت مولانا در گسترهٔ عرفان و اندیشه، جلوه‌ای از استمرار و بالندگی سنت دیرپای شعر فارسی را به نمایش گذاشت؛ سنتی که نسل‌ها را از طریق واژه، خیال و حکمت به یکدیگر پیوند می‌دهد.

سپس نوشین فکرت با خوانش شعری از مولانا، فضای محفل را با لطافت و شور کلام آن عارف بزرگ آراست. اشعار مولانا، با آن زبان سرشار از تصویر و معنا، بار دیگر نشان داد که شعر او تنها برای خواندن نیست؛ بلکه دعوتی است برای اندیشیدن، احساس کردن و از نو نگریستن به زندگی.

در ادامه، داکتر فاروق نیز با خوانش شعری از مولانا، سهم خویش را در پاسداشت این میراث جاودانه ادا کردند. کلام مولانا در این بخش، همچون نغمه‌ای برخاسته از ژرفای قرن‌ها، در فضای محفل طنین‌انداز شد و یادآور شد که اندیشهٔ او هنوز در دل‌های مشتاق، جایگاهی زنده و الهام‌بخش دارد.

فریبا صادق آتش با خوانش غزلی که برای مولانا سروده بودند، از دیگر بخش‌های دل‌نشین محفل را رقم زدند. این سروده، جلوه‌ای از ارادت شاعرانه به مقام مولانا و بازتابی از پیوندی بود که میان شعر امروز و میراث عرفانی گذشته برقرار است؛ پیوندی که در آن، شاعر معاصر با زبان و احساس خویش به پیشواز بزرگی می‌رود که کلامش از مرزهای زمان گذشته است.

پس از آن، شاهین ناژ با خوانش سرودهٔ خویش در یادبود مولانا، یاد این شخصیت بزرگ را گرامی داشتند. شعر ایشان در فضای محفل، جلوه‌ای از پاسداشت فرهنگی و ارادت ادبی به عارفی بود که نام و اندیشه‌اش همچنان الهام‌بخش شاعران، اندیشه‌ورزان و دوستداران فرهنگ در سراسر جهان است.

همچنین داکتر راضیه ناصر با خوانش شعری از مولانا، بر غنای ادبی این گردهمایی افزودند. شعرخوانی ایشان، در کنار دیگر بخش‌های برنامه، فرصتی فراهم آورد تا حاضران بار دیگر با جهان معنوی مولانا هم‌نفس شوند و از دریچهٔ شعر، به تماشای زیبایی‌های نهفته در اندیشه و کلام او بنشینند.

در بخش دیگری از این برنامه، خالد اسیر شعری از پدر گرامی‌شان، استاد اسیر، را که برای همکاران خانهٔ مولانا سروده بودند، قرائت کردند. این بخش، افزون بر ارزش ادبی خود، جلوه‌ای از پیوند مهرآمیز میان نسل‌ها و ارج‌گذاری به تلاش‌های فرهنگی و انسانی همکاران خانهٔ مولانا بود؛ کسانی که با کوشش و تعهد خویش، زمینهٔ برگزاری چنین گردهمایی‌هایی را فراهم می‌آورند.

مجموعهٔ شعرخوانی‌ها، از سروده‌های شاعران معاصر تا ابیات جاودانهٔ مولانا، فضایی آفرید که در آن، شعر به زبان مشترک حاضران بدل شد؛ زبانی که مرزهای فردی را درمی‌نوردد و انسان‌ها را در پهنهٔ مشترک احساس، اندیشه و زیبایی به هم نزدیک می‌سازد.

استاد شریف غزل؛ آن‌گاه که موسیقی به زبان عشق سخن می‌گوید

در بخش دیگری از این محفل فرخنده، استاد شریف غزل، استاد نام‌آشنای غزل و از چهره‌های پرافتخار موسیقی افغانستان، با اجرای موسیقی گوش‌نواز و نغمه‌های دل‌انگیز خویش، فضای محفل را آکنده از شور، احساس و لطافت ساختند.

استاد شریف غزل با هنرنمایی خویش و اجرای آثاری در پیوند با مولانا و جهان سرشار از عشق و عرفان او، بر شکوه این گردهمایی افزودند و لحظاتی دل‌نشین و به‌یادماندنی برای حاضران آفریدند.

در آن لحظات، موسیقی از مرز نغمه و آهنگ فراتر رفت و با شعر و عرفان درآمیخت؛ گویی واژه‌ها بال گشودند و بر موج‌های موسیقی نشستند تا پیام دیرپای عشق را از زبانی به زبان دیگر و از دلی به دل دیگر برسانند.

هنر استاد شریف غزل، در فضای این محفل، یادآور جایگاه بلند موسیقی در فرهنگ افغانستان بود؛ هنری که ریشه در حافظهٔ تاریخی و عاطفی مردم دارد و می‌تواند شعر، عرفان و احساس جمعی را در قالب نغمه‌هایی ماندگار به نسل‌های آینده انتقال دهد.

بدین‌گونه، حضور استاد شریف غزل و اجرای دل‌نشین ایشان، بخش موسیقایی محفل را به یکی از جلوه‌های برجستهٔ این برنامه بدل ساخت و بر غنای فرهنگی و معنوی بزرگداشت میلاد مولانا افزود.

خانهٔ مولانا؛ چراغی فروزان در پاسداری از میراث فرهنگی

آنچه این محفل را ارزش و معنایی فراتر از یک گردهمایی معمول می‌بخشید، پیوند میان سخن، شعر، موسیقی و اندیشه در فضایی بود که به نام مولانا مزین است